تبلیغات
کد جاوا.دانلود بازی.موبایل.برنامه و ....... - لطیفه

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

کد جاوا.دانلود بازی.موبایل.برنامه و ....... - لطیفه

بزرگترین شهر دانلود

بزرگترین شهر دانلود
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات
تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

نظر سنجی

دوست دارید بیشتر مطالب این وبلاگ در چه زمینه ای باشد







تصویر روز


 

امکانات دیگر

  • اَبر برچسبها

    [cb:blog_tag_cloud_text]

  •  

    تقویم

    تبلیغات

    پشتیبانی آنلاین



    معرفی سایت به دوستان

     
    نام شما :
    ایمیل شما :
    نام دوست شما:
    ایمیل دوست شما:


    Powered by ParsTools

    نویسندگان

    آمار

    کل مطالب ارسالی:
    کل نویسندگان:
    بازدید امروز:
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل:
    بازدید کل :
    آخرین بازید :
    آخرین بروزرسانی:

    خوش آمدید
    تبلیغات
    موضوع: لطیفه | نویسنده: mohammad

    یه یارو كنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته:‌

    سیزده،..سیزده،..سیزده..

    یكی از اونجا رد میشده، می‌پرسه:

    ببخشید قربان، می‌تونم بپرسم دارید چیكار می‌كنید؟

    یارو یقشو میگیره، پرتش می‌كنه تو چاه،

    میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!   

    لطفا وترد ادامه مطلب شوید


    ماجرای طنز


    روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

    گیرنده : همسر عزیزم

    موضوع : من رسیدم

    میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!

    جوک



     



          به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟



          اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره!



         غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشید شما از اون کارت پستال ها دارید که نوشته : عزیزم تو تنها عشق من هستی؟ مغازه دار گفت بله داریم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنید!



          پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


     


                  غضنفر ماه رمضان زولوبیا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. یه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبیاها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه ... کسی به زولوبیا دست نزنه!   






     
    تبلیغات