تبلیغات
کد جاوا.دانلود بازی.موبایل.برنامه و ....... - خیلی جالبه

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

کد جاوا.دانلود بازی.موبایل.برنامه و ....... - خیلی جالبه

بزرگترین شهر دانلود

بزرگترین شهر دانلود
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات
تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

نظر سنجی

دوست دارید بیشتر مطالب این وبلاگ در چه زمینه ای باشد







تصویر روز


 

امکانات دیگر

  • اَبر برچسبها

    [cb:blog_tag_cloud_text]

  •  

    تقویم

    تبلیغات

    پشتیبانی آنلاین



    معرفی سایت به دوستان

     
    نام شما :
    ایمیل شما :
    نام دوست شما:
    ایمیل دوست شما:


    Powered by ParsTools

    نویسندگان

    آمار

    کل مطالب ارسالی:
    کل نویسندگان:
    بازدید امروز:
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل:
    بازدید کل :
    آخرین بازید :
    آخرین بروزرسانی:

    خوش آمدید
    تبلیغات
    موضوع: لطیفه | نویسنده: mohammad
    می‌تونی دویست هزار تومن به من قرض بدی؟ می‌دونم كه داری! خواهش می‌كنم كمكم كن. به خدا بهت برمی‌گردونم.... (التماس غضنفر به یك دستگاه خودپرداز!!!)...
    به ترکه می گن با سویس جمله بساز میگه : من دیگه با هیچی جمله نمی سازم شما دارید از ترک بودن من سویستفاده میکنید
    اگه دنبال جک و مطالب باحال هستید وارد ادامه مطلب شوید ضرر نمی کنید

    جاهله میره آمپول بزنه، تزریقاتیه ازش میپرسه: چپ بزنم یا راست؟ جاهله میگه: داداش این كون ما رو سیاسی نكن! همون وسط بزن بریم!

    -------------------------------
    تركه میره خواستگاری، بابای دختره ازش میپرسه: شما شغلتون چیه؟ تركه میگه: قازی! باباهه حال میكنه، میگه: كدوم شعبه؟ تركه میگه: ایلده ایران قاز!
    یه تركه برای خرید عروسی میره كفش فروشی، به كفاشه میگه یه كفش عالی میخوام. كفاشه میگه: یه كفش بهت میدم تو كل ایران لنگه نداره! تركه داد میكشه: آخه مرد حسابی با یه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم میره!
    ---------------------------------------
    یه نفر رفته بود تو یه رودخونه كم عمق و داشت ماهی میگرفت و میخووند: من مرد ماهگیرم آب رسیده به زانوم! یه نفر رد میشد، وقتی شعر طرف رو میشنوه میگه: یه كم برو جلوتر تا شعرت قافیه دار شه!
    ---------------------------
    به تركه میگن باباتو بیشتر دوست داری یا مامانتو؟ میگه مامانتو!
    ----------------------------------
    به تركه میگن شما آشغالاتون رو تو چی میریزید؟ میگه لای نون! میگن لای نون؟ میگه نمیدونم لای نون یا نای لون!
    ---------------------------------
    یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم
    ترکه داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ؛ پسرش میگه واسه چی ، میگه هم مریضیه با کلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد
    قزوینه داشته دنبال توپ میدوئیده ، بهش می گن چرا دنبال توپ می دوئی ؟ میگه : آخه نیروی انتظامی اعلام کرده به دنبال هر توپی بچه ای هست !
     
    ترکه رو می خواستن اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت چیه !
    می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!

    منطقه۱
    روزها برق باشد شبها به علت برهم خوردن مجالس پارتی از ساعت ۲۰ تا ۳ صبح برق برود

    منطقه ۲-۳
    مانند بالا

    منطقه ۴
    روزی نیم ساعت برق نباشد جهت اعمال قانون و یکنواخت سازی

    منطقه ۵
    روز ۲ ساعت به اضافه ۵ ساعت تنبیه سال ۱۳۴۲ که منطقه به شرکت برق بدهکاربود( پرونده موجود است)

    منطقه ۶
    صبح ها که نور کافیست برق نباشد برای شب هرکسی برق می خواهد برگه درخواست برق پر شود بخش اداری پیگیری نماید

    منطقه ۷
    بیخود کردن برق می خواهند یک روز درمیان کافیست کسی اعتراض کرد آب شرب آن خانوار قطع شود تا عبرت سایرین گردد

    منطقه ۸
    منزل مادر خانم بنده آنجاست همیشه برق باشد

    منطقه ۹
    منزل خودمان آنجاست جهت رعایت عدالت فقط ۲۰ دقیقه دم صبح برود

    منطقه ۱۰
    منزل باجناق آنجاست، آنچنان برق برود و بیاید که تمام لوازم صوتی وی بسوزد تا رویش کم شود

    منطقه ۱۱
    به کل برق نباشد ( دلیل خواستند گاز قطع شود)

    منطقه ۱۲-۱۳
    بچه محل های قدیم آنجا سکونت دارند عاشق فوتبال هستند شبهایی که فوتبال دارد برق باشد

    منطقه ۱۴-۱۵-۱۶
    به علت ازدیاد اراذل برای از بین بردن پتوق ها شبها کلا برق لازم نیست

    منطقه ۱۸-۱۹-۲۰
    روزی نیم ساعت به دلخواه شهردار مناطق

    منطقه ۲۱-۲۲
    بخشنامه شود که اختراع برق توسط ادیسون شایعه بوده
     
    شوخی با حافظ
    نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
    دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
    گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
    گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
    گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
    گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
    گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
    گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
    گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
    گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
    گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
    گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
    گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
    گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
    گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
    گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
    گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
    گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
    گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
    گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
    گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
    گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
    گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
    گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
    گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
    گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
    گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
    گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
    گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
    گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
    گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
    گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
    گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
    گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
    گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
    گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
    گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
    گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
    گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
    گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
    گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
    گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
    گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
    گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
    گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
    ! گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی




     
    تبلیغات